تبليغاتX
لوگوي وبلاگ فرهاد

 

جریان طور سینا رو که میدونید :

 حضرت موسی (ع) از خداوند خواسته بود که خودش رو به اون نشان بده (تری)

و خداوند نیز در جواب گفته بود که هرگز مرا نخواهی دید (لن ترانی)

 و سپس گوشه ای از ذات خودش رو به کوه نمایان کرده بود

 و کوه متلاشی شده بود و موسی نیز از هوش رفته بود .

 

و اما حکایت:

 

 سه تا شاعر بديهه گو و خوش فکر، پيش علامه ای بودند.بحث "طور سينا" و ....ميشه.

شاعر اول فی البداهه می گه:

 

چو رسی به طور سينا , " أرني " مگوی و بگذر

 که نيرزد اين تمنٌا , به جواب " لن ترانی "

 

 

شاعر دوم در جواب شاعر اول , فی البداهه می گه:

 

چو رسی به طور سينا , " أرنی " بگوی و مگذر 

که خوش است از او جوابی, چه "تري" چه "لن تراني"

 

 

 شاعر سوم در جواب هر دو شاعر قبلی می گه:

 

" أرني " کسی بگويد که تو را نديده باشد

 تو که با منی هميشه , چه جواب  " لن تراني " ؟...

 

 

حدس می زنين علامه در جواب اين شعرا چی گفته باشه؟؟:

 

 سحر آمدم به کويت , که ببينمت نهانی  

 " أرني " نگفته گفتی  تو هزار  " لن تراني "....

 

 

شما با کدوم یکی موافقید ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:50  توسط فرهاد حيدري  | 

 

 

ارتحال ملکوتی عالم رباني، فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير حضرت آيت‌الله آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت (قدس الله نفسه الزكيه) رابه حضور همه مریدان ودوستداران ایشان تسلیت وتعزیت عرض مینمایم . 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:40  توسط فرهاد حيدري  | 

چند روز پیش درحالیکه ازتهران باز میگشتم دقایقی درشهرضا به زیارت امامزاده شاهرضا رفتم وگلزار شهدای آن شهررانیز زیارت میکردم که چشمم به قبرمردی بزرگ ازتبارعاشورائیان افتاد وباعث شد دقایقی درجوارمزارشهید والا مقام ((حاج ابراهیم همت ))به تفکربنشینم که براستی :

کجایند مردان بی ادعا؟؟؟؟؟؟

واین هم خاطره ای ازشهید حاج همت اززبان یکی از همرزمان شهید:


به سپاه پاوه رفته بودم تا سراغی از همت بگیرم. وقتی به جایگاه استراحت بچه‌ها سر زدم، دیدم هیچ ‌كس آن‌جا نیست. هنوز داخل اتاق را می‌گشتم تا بلكه یك نفر را ببینم و از او سراغ همت را بگیرم.

در همین موقع، صدای ناله‌ای به گوشم رسید. صدا را دنبال كردم تا به یكی از اتاقهای ساختمان رسیدم. جلو رفتم، دیدم كه شخصی گوشه اتاق افتاده و ناله می‌كند. خوب كه دقت كردم، دیدم همت است.

از شدت سرماخوردگی، عفونت ریه‌ها و شدت درد دندان نمی‌توانست صحبت كند. گویا آمده بود برای معالجه و استراحت، ولی چون نزدیك غروب آفتاب رسیده بود، دكتر و دارویی نبود كه بتواند دردش را تسكین دهد. سه، چهار تا قرص مسكن همراهم بود. آنها را به او دادم و او همه را با هم خورد.

شب غذا تخم‌مرغ آب ‌پز بود. ولی او نمی‌توانست آن را بخورد. ناچار مقداری آب و آرد و شكر مخلوط كردیم و بعد از جوشاندن، به صورت روان در آوردیم كه به عنوان سوپ بخورد.

موقع خواب، دیدم كه از شدت تب دارد می‌سوزد. رنگ و رویش تغییر كرده بود و حال خوبی نداشت. چاره‌ای نبود، شب بود كاری از دستمان برنمی‌آمد. تصمیم گرفتم صبح هر طور كه شده او را به دكتر برسانم.

صبح، وقتی برای نماز از خواب بیدار شدم، دیدم كه همت سرجایش نیست. همه جا را گشتم ولی اثری از او ندیدم وقتی رفتم و از نگهبانی سراغش را گرفتم، گفت: «حدود ساعت سه بعد از نیمه شب، حركت كرد به طرف منطقه.»

برای لحظاتی سرجایم میخكوب شدم. باورم نمی‌شد كه با آن حال، راه بیفتد و به منطقه برود. ولی حاج همت بود و این كارها از او بعید نبود.

((روحش شاد ویادونامش گرامی باد))

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 11:30  توسط فرهاد حيدري  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 13:58  توسط فرهاد حيدري  | 

 

سلام بر رمضان؛ ماه صيام و قيام،‌ ماه نزول رحمت و فرود فضيلت،‌ ماه عروج عبادت و صعود طاعت،‌ ماه سلامت اسلام و امانت ايمان،‌ ماه بلاغت تبليغ و حلول حق حقيق، ماه قبيله ايمان و نزول قرآن.

          سلام بر اهل روزه؛ تقوا پيشگاني كه انبان شكم از نان تهي و حزانه جان از گوهرهاي اجلال آسماني سرشار مي‌سازند؛ مردان خداجو و زنان حق‌پو؛ آنان كه سعادت ابدي را در سيره معصومان (ع) مي‌بينند و با تمسّك به سيره آنان در اين ماه به ميهماني خدا مي‌روند؛ آنان كه در سايه بركات اين ماه، سنگ سراچه دل به الماس آب ديده سفته، ناگفتني‌هاي معارف دين در گوش جان خود گفته، صداي رهبران بشير و نذير شنفته، رأس اهريمن كفر و الحاد كوفته، رازهاي سر به مهر اهل يقين نهفته و غبار جهل و جمود و خرافه از دامان پاك اسلام عزيز رُفته، و سر به آستان ربوبي‌اش با او به نجوا نشسته‌اند.

          دگرباره رمضان از راه مي‌رسد؛ موسم رحمت و تجلّي حقيقت و نزول بركت، فصل تطهير قلب و پرگشودن به سوي رب، پشت كردن به دنيي سفلي و صعود به عالم علوي؛‌ ماه ضيافت خدا و همنشيني با اوليا، در بزمي كه ميهمانان آن با بهره‌مندي از بركات و فضيلت‌هايش جسم و جان را در مجاهده با نفس صيقل مي‌دهند و در پرتو انس با قرآن و اخلاص و بندگي، به خداي خويش مي‌رسند.

          رمضان مي‌آيد؛ زمان ميهماني بزرگ الهي. درِ ميهمانسراي بزرگ خدا گشوده مي‌گردد، رايحه دل‌انگيزش مشام جان مي‌نوازد و شوق وصل در دل عاشقان مي‌انگيزد. دل‌ها به وجد مي‌آيند و هواي جرعه‌نوشي از چشمه‌سار قرب مي‌كنند. مدعوين حضرت دوست سر از پا نمي‌شناسند و با جان‌هاي مستعد، در ايام آسماني و ليالي نوراني، مهيّاي تقديم لذات دون در ازاي خريد رضاي معشوق،‌ با محبوب دل‌ها الفت مي‌گيرند و جان خويش در چشمه‌سار دعا مي‌شويند.

-حلول ماه ضیافت الهی برمیهمانان شایسته مائده سبز رمضان مبارک باد.

ملتمس دعای خیرخواهانه شما هستم.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 11:3  توسط فرهاد حيدري  | 

 

  

الا که راز خدايي، خدا کند که بيايي

تو نور غيب نمايي، خدا کند که بيايي

شب فراق تو جانا، خدا کند به سرآيد

سرآيد و تو برآيي، خدا کند که بيايي

دمي که بي تو سر آيد خدا کند که نيايد

الا که هستي مايي، خدا کند که بيايي

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشايي، خدا کند که بيايي

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

 تو دست عدل خدايي، خدا کند که بيايي

نظام هر دو جهاني امام عصر و زماني

يگانه راهنمايي، خدا کند که بيايي

تو مشعري، عرفاتي، تو زمزمي تو فراتي

تو رمز آب بقايي، خدا کند که بيايي

دل مدينه شکسته ،حرم به راه نشسته

تو مروه اي ،تو صفايي، خدا کند که بيايي

به سينه ها تو سروري به ديده ها همه نوري

به دردها تو دوايي، خدا کند که بيايي

ترا به حضرت زهرا، بيا ز غيبت کبري

دگر بس است جدايي، خدا کند که بيايي

فرارسیدن نیمه شعبان سالروزمیلادگل نرگس حضرت حجه ابن الحسن برمنتظران راستین مبارک باد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 7:46  توسط فرهاد حيدري  | 

 

سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا ! سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نور افشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین  چه سعادتمند، گهواره  حضور تو  پیدا شده است. ای  رهبر عاشقان  و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.

 

                         سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت،

                                       حضرت حسین بن علی علیه السلام

                                                    مبارک و خجسته باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:1  توسط فرهاد حيدري  | 

 

سلام .پیشاپیش فرا رسیدن سالروز میلاد ام ابیها حضرت فاطمه زهرا(س)و روززن را به همه مادرهای گل ومهربون- مخصوصا مادرفداکار خودم -وهمچنین همه خانمهای محترم تبریک وشاد باش میگم .

ان شاءالله که سالهای سال زنده باشن و سایه شون رو سر خانواده باشه .

درضمن این داستان کوچیک هم تقدیم می کنم به مادرهای بزرگ :

كودك و خدا
كودكي كه آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد:«مي‌گويند فردا شما مرا به زمين مي‌فرستيد، اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي‌توانم براي زندگي به آنجا بروم؟»
خداوند پاسخ داد: « از ميان تعداد بسياري از فرشتگان، من يكي را براي تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداري خواهد كرد.»
اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه :«اما اينجا در بهشت، من هيچ كار جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند.»
خداوند لبخند زد «فرشته تو برايت آواز مي‌خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.»
كودك ادامه داد: «من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟»
خداوند او را نوازش كرد و گفت: «فرشته تو ، زيباترين و شيرين ‌ترين واژه‌هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.»
كودك با ناراحتي گفت: «وقتي مي‌خواهم با شما صحبت كنم ، چه كنم؟»
اما خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت: «فرشته‌ات، دستهايت را دركنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي‌دهد كه چگونه دعاكني.»
كودك سرش رابرگرداند وپرسيد: «شنيده‌ام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي‌كنند. چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟ »
- «فرشته‌ات از تو محافظت خواهد كرد، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.»
كودك با نگراني ادامه داد: «اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي‌توانم شما راببينم ، ناراحت خواهم بود.»
خدواند لبخند زد و گفت:‌ «فرشته‌ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهدكرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من هميشه دركنار تو خواهم بود.»
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي‌شد. كودك مي‌دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند.
او به آرامي يك سئوال ديگر از خداوند پرسيد: «خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگوييد.»
خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد:
«نام فرشته‌ات اهميتي ندارد. به راحتي او را مادر صدا كن .»

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 12:21  توسط فرهاد حيدري  | 

                         

امروزسوم خرداده

روزتولد من

ولی انگار کسی یادش نیست؟، باورم نمیشه!!!!!!!!!!!!!

فقط چندنفر به من تبریک گفتند که اونم تعدادشون به اندازه

انگشتای یه دست هم  نمیرسید

نه کارت تبریکی ،نه کادویی ،نه شمعی ،نه اس ام اسی ،نه کیک تولدی 

بابا بی خیالش .

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خیلی دوستت دارم 

ولی اینم میدونم که تو بیشتر منو دوست داری ،مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

آره دیگه

چون خدا دقیقا  روزتولد من رو با

سالروز آزادی خرمشهر

مصادف کرد تااین روز همیشه برای من وبرای ملت ایران

 

 یه روز فراموش نشدنی باشه .

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 5:38  توسط فرهاد حيدري  | 

                                            

                         

       چه خوش است عاشقان را كه

 

               مرادشان بيايد

                   

شميم  و  رايحه ي خوشگوار  می آيد !                          مشام   داده خبـر   بوی  يار می آيد !
همين که ديده  به نور رخش  کنم روشن                     مراد   و   بخت خوشم  در کنار می آيد !
زمانه را چه عجب ! روی خوش نشانم داد !                  گل  و شکوفه  چه بي رنج خار مي آيد !
فضای شهر معطّر کنيد  و  مشک آميز                         که ماه نو  شد  ه ،رشک بهار    می آيد!
نگاه خضر(ع) يقين  باغ  را  تبرک   کرد                      که شاخ خشک زمستان به بار    می آيد!
چه قدر  قند  به  دل آب کرد  ،   آمدنش!                      به دست   ما   سـند  افتخار     می آيد!
 نگار  از  دل مشتاق   می زدايد  غم                          زسينه   غصّه رود   چون  نگار   مي آيد!
هـزارشکر که  آرام جان    رسد    ما را                              قرار     بهر   دل بی قـرار     مي آيد!

******به مناسبت تشریف فرمایی رهبرفرزانه انقلاب به استان چشم انتظار فارس******

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:31  توسط فرهاد حيدري  |